يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

129

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

نشسته متفرق شدند . من در آنجا ماندم . بالاى تخت قدرى استراحت كردم . جناب ممتحن الدوله هم كتاب مىخواندند . در اين بين سركار نصرت الملك آمدند ساعتى نشسته آمديم منزل . شام خورده خوابيدم . روز شنبه هفدهم صبح را رفتم منزل دكتر طولوزان دوباره شانهء من را داغ كرد . بعد گفتند شاه شهر مىآيد . رفتم خدمت صدر اعظم . با هم رفتيم حضور مبارك زيارت كرديم . از آنجا آمدم منزل . جناب مستطاب اجل آقاى امين الدوله تشريف آوردند . قريب به دو ساعت تشريف داشتند . واقعا شخص بزرگى و در ايران اول شخص ديپلوماسى مىباشند . بعد تشريف بردند . من هم رفتم بازديد وزير مختار انگليس . بسيار شخص محترم موقر دانائى است . از رجال بزرگ انگلستان مىباشند . ساعتى صحبت كرده آمدم منزل . يك ساعت به غروب مانده جناب جلالت مآب مشير الدوله و جناب اقبال الملك آمدند ديدن . جناب مشير الدوله سالها در اروپا و در اسلامبول سفير كبير بوده‌اند . از رجال بزرگ همه چيزدان ايران است و حالا رئيس ديوانخانهء عدليه و تجارت است . غروبى تشريف بردند . پنج ساعتى با آجودانباشى و ممتحن الدوله شام خورده خوابيدم . روز يكشنبه هيجدهم تا ناهار در منزل بودم . پسر جناب انتظام الدوله قبل از ناهار آمد . جوان خوشگل مؤدب است . محض دلجوئى و مقتضاى سن برخاستم ميان باغ گردش كرديم . سيف السلطنه و آجودان حضور پسرهاى آجودانباشى هم بودند . گفتم تفنگ پنج تيره كه گلوله‌اش يك فرسخ مىرود و شاه التفات فرموده آوردند . سه درخت كه يكى چنار و يكى بيد و يكى نارون بود قطار كرده انداختم . از هر سه درخت گذشته شصت ذرع آن طرف به ديوار آجرى خورده يك وجب به ديوار فرو رفت . واقعا محل حيرت است . اين تفنگ صدايش هم كمتر است . دود هم ندارد . بعد از ناهار سه ساعتى رفتم منزل جناب آقاى امين الدوله به بازديد . اين شخص